سه ساعت چای در یزد، صفر ریال

جلد اول | فصل ۶

گروهی چهارنفره از کره‌ی جنوبی در کوچه‌های یزد گم شدند. مردی محلی راهنمایی‌شان کرد و آن‌ها را به یک خانه‌ی قدیمی برد: حیاط مرکزی، حوض، درخت نارنج. سه ساعت ماندند، چای خوردند، تاریخ خانه را شنیدند، یک تابلوی خطاطی خریدند. یکی‌شان نوشت: «بهترین سه ساعت سفرم به ایران.»

برای مسافر، ارزش این سه ساعت بی‌نهایت بود. برای صاحب‌خانه؟ تقریباً صفر. بدون رزرو، بدون سیستم، بدون اقتصاد.

تحلیل: این سناریو هر روز، به هزار شکل، تکرار می‌شود. بزرگ‌ترین خاطره‌های یک سفر، اغلب بی‌قیمت‌اند و برای همین هیچ اثر اقتصادی نمی‌گذارند. مسئله این نیست که باید همه چیز را قیمت‌گذاری کرد؛ این است که ارزشی که ساخته می‌شود، نباید بدون هیچ ردپایی ناپدید شود.

جمله‌ی کلیدی: یک تجربه‌ی فوق‌العاده در یک خلاء اقتصادی اتفاق افتاد و محو شد.

سؤال برای شما: آخرین تجربه‌ی ارزشمندی که از یک میزبان محلی گرفتید چه بود، و آیا چیزی به او برگشت؟

پیمایش به بالا