جلد اول | فصل ۶
یک فنجان چای در یک کافهی زنجیرهای پنجاه هزار تومان است. همان چای در خانهای قاجاری، با پیرمردی که داستان خانهاش را میگوید، میتواند دهها برابر ارزش داشته باشد، به شرط اینکه کسی آن را «بستهبندی» کند.
کتاب چند لایهی ارزش نامرئی را نام میبرد: تجربه (آنچه مسافر حس میکند)، دانش (آنچه میزبان میداند)، اصالت (آنچه در هیچ کتاب راهنمایی نیست)، داده (آنچه از هر تعامل ساخته میشود) و در نهایت ارزش انباشته (آنچه از یک تراکنش امروز برای فردا میماند).
تحلیل: «بستهبندی» در اینجا نباید به معنای تجاریسازی بیروح باشد. اگر بستهبندی اصالت را بکشد، ارزش را هم کشتهایم. چالش واقعی این است که ارزش دیده شود بدون اینکه تبدیل به نمایش شود.
جملهی کلیدی: ارزش وجود دارد، اما دیده نمیشود.
سؤال برای شما: کدام ارزش نامرئی در کار یا زندگی شما هست که هنوز کسی آن را «قیمت» نگذاشته؟

