«اینجا فرصتی نمی‌بینم»

جلد اول | فصل ۲

در ایران هر سال عده‌ی زیادی مهاجرت می‌کنند. انگیزه‌ها متفاوت است: سیاست، اقتصاد، آینده‌ی فرزندان. اما بسیاری از آن‌ها یک جمله‌ی مشترک دارند: «اینجا فرصتی نمی‌بینم.»

این جمله دردناک‌ترین نتیجه‌ی شش لایه‌ای است که شمردیم. وقتی سیستم توزیع فرصت کار نمی‌کند، کسانی که می‌توانند، می‌روند؛ به جایی که فرصت قابل دیدن، قابل اعتماد و قابل دسترسی است.

تحلیل: نکته‌ی عمیق‌تر این است که «نبود فرصت» و «نبود دیده‌شدن فرصت» از داخل یکسان حس می‌شوند. کسی که فرصت را نمی‌بیند، همان‌قدر مأیوس می‌شود که کسی که اصلاً فرصتی ندارد. به همین دلیل مسئله‌ی دیده شدن فقط یک مسئله‌ی بازاریابی نیست؛ مسئله‌ی امید است.

جمله‌ی کلیدی: مشکل کمبود استعداد نیست؛ کمبود سیستمی است که استعداد را به فرصت وصل کند.

سؤال برای شما: آخرین بار که فکر کردید «اینجا فرصتی نیست»، آیا واقعاً نبود یا ندیده بودید؟

پیمایش به بالا