*جلد دوم | فصل ۴*
Open Banking پنج وعده داد، و هر پنج، نیمهدرست بودند:
**رقابت واقعی:** آمد، اما برای کسی که از قبل در بازی بود، نه حسین.
**نوآوری از بیرون:** هزاران اپلیکیشن ساخته شد، اما بیشترشان سطحی: نمایش موجودی، دستهبندی هزینه. نوآوری عمیق، یعنی مدلهای جدید اعتبار، دیرتر آمد.
**شخصیسازی:** اغلب در خدمت فروش بیشتر بود، نه تصمیم بهتر مشتری.
**شمول عمیقتر:** در برخی کشورها واقعی بود، اما تفسیر دادهی غیررسمی هنوز کمتوسعه است.
**کنترل به مشتری:** بر روی کاغذ برگشت، اما پژوهشها نشان دادهاند بخش بزرگی از کاربران حتی نمیدانند چه مجوزهایی دادهاند.
**تحلیل:** این نقد به معنای ناکارآمد بودن Open Banking نیست. یک زیرساخت ساخت. اما زیرساخت بدون لایههای بعدی، که داده را به فرصت تبدیل کنند، تمام کار نیست.
**جملهی کلیدی:** Open Banking ثابت کرد دیوار میشکند، اما همهی دیوارها را نشکست.
**سؤال برای شما:** آخرین بار کِی مجوز دسترسی داده را به یک اپلیکیشن دادید و دقیقاً میدانستید چه دادهای میدهید؟
—
