*جلد دوم | فصل ۳*
رضا، معلمی بازنشسته از مشهد، سیوپنج سال تدریس کرد و هر ماه بخشی از حقوقش را در بانک کنار گذاشت، چون بانک امن بود. در سال ۲۰۲۱ نشست و حساب کرد: تورم، سود بانکی، و یک عدد نهایی. عدد منفی بود. نه اینکه پولش از بین رفته باشد؛ قدرت خریدش کم شده بود. سیوپنج سال پسانداز کرده بود و فقیرتر از آنچه میتوانست باشد، شده بود.
اپلیکیشن بانکش را باز کرد، به آن عدد بزرگ نگاه کرد و با صدای بلند پرسید: «پس این همه سال برای چه بود؟»
**تحلیل:** شفافیت دیجیتال به رضا نشان داد چقدر دارد، اما کمکش نکرد چقدر از دست میدهد. وقتی نرخ تورم از نرخ سود بیشتر باشد، «امن بودن» یک توهم است و رضا قصور نکرده بود؛ ابزار درست در اختیارش نبود.
**جملهی کلیدی:** او میتوانست هر روز عددش را ببیند، اما نمیتوانست جلوی کوچکشدنش را بگیرد.
**سؤال برای شما:** پسانداز شما در سه سال گذشته «رشد واقعی» داشته یا فقط «رشد اسمی»؟
—
