جلد اول | فصل ۶
کتاب تصویری از ۲۰۳۵ میکشد: در یزد، صندوق بازسازی خانه آنقدر پر شده که بادگیرها را بدون وام و بدون فروختن چیزی ترمیم کند. در کردستان، صندوق محلی به اندازهای رسیده که اولین مرکز آموزش میزبانی روستا را بسازد. در کویر، جوانی که با یک تلسکوپ ساده شروع کرده، با اعتبار انباشتهی صدها شب و صدها نظر مثبت، رصدخانهای کوچک دارد.
هیچکدام نتیجهی یک تصمیم بزرگ نبودند؛ نتیجهی هزاران تصمیم کوچک بودند.
تحلیل: این تصویر یک هشدار هم دارد که خود کتاب میدهد: اگر این صندوقها در نهایت به حساب یک شرکت دور ختم شوند، قصه همان قصهی قدیمی است با ظاهری هوشمندتر. طراحی اینکه صندوقها دست چه کسی باشد، یک انتخاب سیاسی و اخلاقی است.
جملهی کلیدی: مدل قدیمی: یک پروژهی بزرگ از بالا. مدل جدید: میلیونها تصمیم کوچک که هر کدام چیزی برای آینده نگه میدارند.
سؤال برای شما: چه کسی باید کنترل صندوق مشترک یک روستا را داشته باشد؟

