جلد اول | فصل ۴
رضا، معلمی از مشهد، با خانوادهاش از سیستان و بلوچستان برمیگشت؛ سفری که دو سال طول کشیده بود تا برنامهاش را بریزد، آن هم از روی گروههای تلگرامی و مقالههای قدیمی. کنار دریاچه هامون به روستایی رسید که هیچ مسافر دیگری در آن نبود. هیچ اتوبوس توریستی، هیچ فروشگاه سوغاتی، هیچ تابلوی راهنما. فقط طبیعت و زندگیای که بیخبر از نگاه دیگران جریان داشت.
با پیرمردی محلی چای خورد و پرسید: «چرا اینجا خالی است؟» پیرمرد شانه بالا انداخت: «کسی نمیداند اینجا هست.»
تحلیل: این جمله یک تشخیص است، نه یک شکایت. جایی که ارزش دارد اما دیده نمیشود، از نظر اقتصادی وجود ندارد. این همان چیزی است که کتاب «ظرفیت خاموش» مینامد: چیزی که هست، ارزش دارد، و به هیچ شبکهای وصل نیست.
جملهی کلیدی: ظرفیت خاموش یعنی ارزشی که هست، اما هیچ سیستمی آن را فعال نکرده.
سؤال برای شما: نزدیکترین «هامونِ بیصدا» به شما کجاست؟
