*جلد دوم | فصل ۱۱ — پایان*
این مانیفست هیچ دشمنی ندارد: نه بانکها، نه دولتها، نه شرکتهای فناوری. دشمن یک طرز فکر است: «سیستم همیشه همینطور بوده؛ چرا باید تغییر کند؟»
جواب این است: چون حسین هنوز وام نگرفته. چون رضا هنوز نگران تورم است. چون نیلوفر هنوز برای گرفتن حقوقش باید راه دور بزند. چون آرش هنوز فکر میکند سرمایهگذاری فقط برای ثروتمندان است. چون فاطمه هنوز نمیداند دادههایش کجا میرود. چون سارا هنوز باید توضیح دهد چرا ایرانی است، وقتی میخواهد پول بینالمللی بگیرد.
**تحلیل:** این شش جمله دلیل کافیاند. و یک تصویر نهایی هم دارند: در روز عادی ۲۰۳۵ در کتاب، پول برای این شش نفر کار میکند، و آنها به جای نگرانی، میتوانند به زندگی فکر کنند. جلد بعدی، دربارهی کار، از همینجا ادامه مییابد: اگر پول درست جریان یابد، به چه چیزی میرسد؟
**جملهی کلیدی:** وقتی پول درست کار کند، ذهن آزاد میشود؛ و ذهن آزاد بزرگترین سرمایهی هر انسان است.
**سؤال برای شما:** «حسینِ» اطراف شما کیست، و چه کمکی از دست شما برمیآید؟
—
