*جلد دوم | فصل ۱*
داستان کلاسیک این است: کشاورزی بینالنهرینی گندم دارد و میز میخواهد؛ نجار میز میسازد و گندم میخواهد. مشکل اینجاست که نجار الان میز ندارد و کشاورز هفتهی بعد گندم ندارد. پرسش ساده بود: چطور میشود ارزشی را که الان هست به آینده منتقل کرد؟ پاسخ، یکی از مهمترین اختراعات تاریخ شد.
**تحلیل:** یک نکتهی علمی هم باید اضافه کرد. بسیاری از مورخان و انسانشناسان، از جمله دیوید گریبر، میگویند «مبادلهی مستقیم» همیشه آنقدر که در کتابهای درسی آمده رایج نبود، و ثبت بدهی و اعتبار احتمالاً از سکه قدیمیتر است. این اتفاقاً با تز کتاب جور است: پول از ابتدا یک رابطهی اعتماد بود، نه یک شیء. هر کدام از دو روایت را قبول کنید، نتیجه یکی است: پول بر اعتماد بنا شده.
**جملهی کلیدی:** پول پاسخی بود به یک سؤال ساده: چطور ارزش را از امروز به فردا ببریم؟
**سؤال برای شما:** امروز بیشتر به چه کسی یا چه چیزی اعتماد دارید که پولتان را نگه دارد؟
—
