جلد اول | فصل ۲
اگر از هر ایرانی بپرسید ایران چه دارد، همینها را میشنوید: تاریخ پنج هزار ساله، طبیعت متنوع، مهماننوازی، غذای عالی، معماری بینظیر. همهی اینها درست است.
بعد سؤال سختتر میآید: اگر ایران این همه دارد، چرا فرصتهایش توزیع نشده؟ چرا توماس باید از برلین بیاید تا ببیند؟ چرا آن روستای کنار جاده هنوز در هیچ شبکهای نیست؟
تحلیل: یک معدن طلا را تصور کنید. اگر ابزار استخراج و جاده و بازار نباشد، آن طلا برای همهی کارهای عملی وجود ندارد. «محتوای» ایران، یعنی تاریخ و فرهنگ و طبیعتش، معدن است. چیزی که کم داریم سیستم استخراج و توزیع است.
جملهی کلیدی: ایران مشکل محتوا ندارد؛ مشکل سیستم توزیع دارد.
سؤال برای شما: کدام «گنج» محلی در اطراف شما هست که هنوز هیچ سیستمی آن را به دنیا وصل نکرده؟

