لندن ۱۶۹۴: بانکی که از یک معامله‌ی سیاسی متولد شد

*جلد دوم | فصل ۲*

سال ۱۶۹۴، گروهی بازرگان انگلیسی دور یک میز نشسته‌اند. پادشاه پول می‌خواهد، برای جنگ. ایده‌شان ساده است: ما به پادشاه پول می‌دهیم و در عوض اجازه می‌گیریم بانکی راه بیندازیم که بتواند اسکناس چاپ کند و وام بدهد. پادشاه قبول می‌کند و بانک انگلستان متولد می‌شود، یکی از نخستین بانک‌های مرکزی مدرن.

**تحلیل:** تولد بانک از یک نیاز انسانی نبود، از یک معامله بود بین کسانی که پول داشتند و کسانی که قدرت داشتند. در آن معامله، اکثر مردم حضور نداشتند. این به معنای محکوم کردن بانک نیست؛ به معنای این است که ساختار نهادهای مالی از ابتدا حامل یک مسئله‌ی «چه کسی سر میز نشسته؟» بوده است. سؤالی که امروز هم می‌توانیم درباره‌ی هر سیستم جدید بپرسیم.

**جمله‌ی کلیدی:** هر سیستم مالی از یک معامله شروع می‌شود، و باید پرسید چه کسی سر آن میز نبود.

**سؤال برای شما:** برای سیستم مالی‌ای که می‌خواهید در آینده بسازید، چه کسی باید سر میز باشد؟

—

پیمایش به بالا