*جلد دوم | فصل ۱*
تاریخ سیستمهای مالی چهار مرحله دارد:
**ابزار ضرورت:** پول برای ممکن کردن معامله پیدا شد، نه بیشتر.
**واسطهی نگهدار:** صرافان طلای مردم را نگه میداشتند و برگه میدادند؛ نگهبان بودند.
**کشف قدرت پنهان:** صرافان فهمیدند همهی صاحبان طلا همزمان برای پسگرفتن نمیآیند، پس میشود بیشتر از آنچه دارند «اعتبار» بدهند. بانکداری از نگهداری به خلق اعتبار رسید.
**دروازهبان:** هر کس که بخواهد خانه بخرد یا کسبوکار راه بیندازد یا تحصیل کند باید از این دروازه رد شود، و قواعد را دروازهبان مینویسد.
**تحلیل:** هیچکس تصمیم نگرفت که خادم ارباب شود. هر مرحله منطق خودش را داشت و برای خودش معقول بود. این نکته مهم است: نیاز نیست بدنیت باشیم تا سیستمی از خدمت به قدرت برسد؛ کافی است جهت انگیزهها اصلاح نشود.
**جملهی کلیدی:** کسی که تصمیم میگیرد به چه کسی وام بدهد، در واقع تصمیم میگیرد چه کسی میتواند آینده بسازد.
**سؤال برای شما:** کدام «دروازهبان» در زندگی شما قواعدش را خودش مینویسد؟
—
