جلد اول | فصل ۱۱
بزرگراه چمران، تهران، ساعت هشت صبح. مدیری سیوپنجساله در ماشین است و عامل مالیاش پیام میدهد: «فرصتی تازه در حوزهی فعالیتت شناسایی شد، سه شریک بالقوه در ده دقیقهی دفترت.» فرصت برای او هر روز در فاصلهی ده دقیقه میآید.
همان ساعت در ایلام، جوانی بیستوپنجساله روی پلههای خانه نشسته، چایش دستش است و به کوههای روبرو نگاه میکند. لیسانس مهندسی دارد و دو سال است دنبال کار میگردد. پیامی که میرسد، آگهی استخدامی در تهران است با شرط «اقامت در محل».
تحلیل: این دو تصویر یک تعبیر تلخ میسازند: ایران یک کشور نیست، دو ایران است. و تفاوتشان فناوری نیست؛ هر دو گوشی هوشمند دارند. تفاوت در این است که فرصت کدام یک را مییابد.
جملهی کلیدی: در یکی فرصت در ده دقیقهای میآید، در دیگری حتی با گوشی هوشمند هزار کیلومتر دور است.
سؤال برای شما: «ایران» شما کدام است، و برای اینکه به آن یکی وصل شوید چه چیزی لازم است؟

