سفر دروازه بود

جلد اول | فصل ۷

مریم و صاحب‌خانه‌ی یزدی و کاوه، هر سه از دریچه‌ی سفر وارد شبکه شدند. اما شبکه‌ای که این عامل‌ها می‌سازند به سفر محدود نمی‌ماند. همان عاملی که می‌داند مریم اسفند به کجا سفر کرد، می‌تواند روزی بگوید کدام دوره‌ی آموزشی با علاقه‌اش جور است. همان صندوقی که از تجربه‌های گردشگری یزد ساخته شد، می‌تواند پایه‌ی یک صندوق سلامت محلی شود. همان شبکه‌ای که کاوه را به مسافران وصل کرد، می‌تواند او را به سرمایه‌گذار پروژه‌ی بعدی‌اش هم وصل کند.

تحلیل: اینجا نقطه‌ی چرخش کل مجموعه‌ی وایان است. سفر موضوع این کتاب بود، اما هدفش نبود. چیزی که سفر ثابت می‌کند این است که وقتی شبکه‌ای فرصت را درست توزیع کند، به حوزه‌های دیگر، از پول و کار تا آموزش و سلامت، هم قابل تعمیم است.

جمله‌ی کلیدی: سفر دروازه بود؛ شبکه چیزی است که از این دروازه وارد همه‌ی ابعاد زندگی می‌شود.

سؤال برای شما: اگر یک شبکه‌ی توزیع فرصت در یک حوزه‌ی زندگی شما کار کند، می‌خواهید اولین حوزه کدام باشد؟

پیمایش به بالا